close
تبلیغات در اینترنت
پویش

پویش
قالب وبلاگ
نويسندگان
ارزو رنجبر ارسالی: 26
فرخنده علومی ارسالی: 2
آرشيو
امکانات وب



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت پویش خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







آخرین ارسال های تالار گفتمان

شهادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت و دهمین گوهر عصمت و طهارت بر همه ی شیعیان تسلیت باد.

س

خراسان میدهد بوی مدینه

 

 

خراسان کوه غم دارد به سینه
خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته
خراسان! کو امام مهربانت؟

چه کردی با گرامی میهمانت؟

 

خراسان راز دلها با رضا داشت

چه شبهایی که ذکر یا رضا داشت
خراسان کربلای دیگر ماست

مزار زادهی پیغمبر ماست
خراسان! می دهد خاکت گواهی

ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی
به دل داغ امامت را نهادند

امامت را به غربت زهر دادند
دریغا! میهمان در خانه کشتند

چه تنها و چه مظلومانه کشتند
امامِ اِنس و جان را زهر دادند

به تهدید و به ظلم و قهر دادند
ز نارِ زهرِ دشمن، نور می
سوخت

سرا پا همچو نخل طور میسوخت
ز جا برخاست با رنگ پریده

غریبانه، عبا بر سر کشیده
گهی بی
تاب و گه در تاب میشد

همه چون شمع روشن آب میشد
میان حجره ی در بسته می سوخت

نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت
ز هفده خواهر والا تبارش

دریغا کس نبودی در کنارش
به خود پیچید و تنها دست و پا زد

جوادش را، جوادش را صدا زد
دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود
پدر می
گشت قلبش پاره پاره

پسر میکرد بر حالش نظاره
پدر چون شمع سوزان آب می شد

پسر هم مثل او بیتاب می شد
پدر آهسته چشم خویش میبست

پسر میدید و جان می داد از دست
پسر از پردهی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد

(چند عکس از حرم مطهر+فرم ثبت ننام خادمان معنوی امام رضا(ع)+ پخش مستقیم حرم رضوی و ...)

ادامه مطلب...




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 49

تاریخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 نویسنده : سید حمید حسینی l بازدید : 67

بعضی روزها که به حد مرگ غمگینی یا حالت بد است، وقتی از تو می پرسند چرا؟ دیده اید حال آدم بدتر می شود؟ چون نمی توانی توضیح بدهی چرا؟ چون هیچ دلیل محکمه پسندی برای این حد از بد بودن نداری



امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 43

تاریخ : جمعه 30 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 84

شاگرد احمقی بودم ....!

هنوز هم نتوانسته ام سنگدلی را بیاموزم...!!!!!

 

غر نوشت:واقعا


امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 22

تاریخ : دوشنبه 26 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 151

اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت میگویم.



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 36

تاریخ : جمعه 23 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 102

با کلی همت و تلاش شبانه روزی متخصصین داخلی و اطفال و الگو برداری صحیح با توجه به مسائل بومی کشور ، پراید جدید ، یعنی مدل
۱۲/۳ LXi
هم وارد بازار شد
این مدل ، با استفاده از تجربیات مدل ۱۱۱ و در نسخه کانسپت دو نفره ارائه شده

مشخصات ظاهری

جوان پسند

چراغهایی زیبا و با طراحی منحصر به چند فرد

بدون صندوق ، مخصوص جوانها که به پیکنیک نروند

آینه ها از داخل تنظیم میشود (لازم نیست دست را بیرون ببرید) و بدون نیاز به هههها کردن برای زدودن بخار و غبار محلی

در مدل فول آپشن دارای رینگ فول اسپرت سایپا
سانروف ، لامپ زنون ، تو دوزی با بوی چرم ، آنتن ۴ سانتی متر (۱۶ سانت کمتر از سابق ولی کیفیت کمافی سابق

قابلیلت چپ کردن سریع برای کلاس گذاشتن
قیمت ۱۴٫۸۰۰٫۰۰۰ تومان برای حمایت از تولید داخلی
و اما مشخصات فنی:

فاصله محورها : قریب به ۵۰ سانتی متر ، در موقع ترمز نزدیک به ۵۲ سانت
قدرت موتور: در حد یک موتور و کمتر از اسب
وزن : ۱۰۱ کیلو گرم ، (یک کیلو بیشتر از نمونه قبل از تولید انبوه
سایز تایرها : ۶ اینچ که بزرگتر از سانت است
دارای سیتم های

ABS
BAS
BASE DIGE
WEF
DGG
DOG
TEYP
VHS
RADIO PAYAM
DVB
HIV
ADS
AIDS
فرمان : نرم ، مثل دمبه
توانایی پخش نوار کاست : دارد
بخاری : دارد
جوش : میاورد

ایمنی از ۱۰۰ : حدود ۰٫۰۰۰۰۱ به تناوب
این مدل تنها مدل چندین گانه سوز در دنیا است

:
بنزین معمولی ، بنزین سوپر ، سی ان جی ، گاز شهری ، گاز روستایی ، متان (گاز متصاعد شده از چاه توالت) ، گازوئیل ، زغال سنگ
قرار است مدل تکمیلی آن هم با استفاده از تجربیات پراید صبا ساخته شود


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 48

تاریخ : پنجشنبه 22 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 84



ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 45

تاریخ : سه شنبه 20 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 139
















امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 37

تاریخ : یکشنبه 18 دي 1390 نویسنده : سید حمید حسینی l بازدید : 133

این صحنه بسیار زیبا در باغ وحش دانمارک اتفاق افتاده است که در مقابل پرخاش خرس مادر، بچه خرس با نوازش پاسخ مادر را می دهد!

http://www.hipersian.com/uploads/admin/ima501.jpg

http://www.hipersian.com/uploads/admin/imag505.jpg

 


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 49

تاریخ : یکشنبه 18 دي 1390 نویسنده : سید حمید حسینی l بازدید : 85

مزندگی یعنی تکاپو

زندگی یعنی هیاهو

زندگی یعنی شب نو  روزنو  اندیشه نو

زندگی یعنی غم نو  حسرت نو  پیشه نو

زندگی می بایست سرشار از تازگی باشد

زندگی همچون آب است

آب اگر راکد بماند

چهره اش افسرده خواهد شد

 

بعضیا که بهم میگن چرا اینقد شنگولی اینم جواب


امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 39

تاریخ : شنبه 17 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 86


 
شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم
 
شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !
 
شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
 
شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.
 
شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ
 
شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.
 
شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.
 
شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
 
شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
 
شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.
 
شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
 
شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !
 
شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!(خدا وکیلی)
 
شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.
 
شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .
 
شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.(منم داشتما)
 
شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟
 
شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !
 
شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !
 
شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !
 
شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
 
شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !
 
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن
 
شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !
 
شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !
 
شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !
 
شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !
 
شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!
 
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
 
شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !
 
شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !
 
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.
 
شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!(اساسی حالم گرفته شد)
 
شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا
 
شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.
 
شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!
 
شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.
 
شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…
 
شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.
 
شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!
 
شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!
 
شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.
 
شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی… (اشاره به بعضیا کهپرواشون نیست برن شعر سرچ کنن)
 
شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد. 
 
 
چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر
 
غر نوشت:این متن و که خوندم خیلی گریم گرفت من عزیز ترین همبازیمو که خیلی باهم دوست بودیم از بچگی با هم بزرگ شده بودیم وقتی ۱۲-۱۳ سال داشتم از دست دادم بیماری ام اس داشت تمام خاطراتم زنده شد.خدا بیمرزدش
گفتم شاید واسه بقیه هم جالب باشه

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 74

تاریخ : چهارشنبه 14 دي 1390 نویسنده : ارزو رنجبر l بازدید : 95

مطالب گذشته
» السلام علیک یا امام الرئوف... »» دوشنبه 03 بهمن 1390
» من احمقم »» دوشنبه 26 دی 1390
» اربعین حسینی »» جمعه 23 دی 1390
» واما پراید جدید.... »» پنجشنبه 22 دی 1390
» مظلوم »» سه شنبه 20 دی 1390
» زندگی »» شنبه 17 دی 1390
» خاطرات مشترک »» چهارشنبه 14 دی 1390
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4 صفحه بعد
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب محبوب
من احمقم بازدید : 151
مظلوم بازدید : 139
زمستون مبارک بازدید : 137
خداحافظی.... بازدید : 137
بازدید : 133
باز باران بازدید : 115
خبرنامه
برای اطلاع از آپیدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به پویش مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

پویش